به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






دلم برای بچه مذهبی ها میسوزه

اینایی که می نویسم یه چیزی تو مایه های "هومن سیدی در فیلم یک تکه نان" هست

هر وقت پسرهای عمهَ م و خواهرشون، یا پسر داییم و خواهرش، یا پسر یکی از همسایه هامون رو می بینم، دلم براشون می سوزه و یاد خودم می افتم. آه میکشم و به خاطر جبرخانواده، افسوس می خورم.

این ها شدیدا خجالتی و درونگرا هستند و انگار از همه ی آدم ها می ترسند. فقط در حد سلام و علیک کردن به آدم نزدیک میشن و کاملا ساکت اند. تیپ های خیلی خیلی ساده و مثبتی دارند: موها رو به یک طرف شونه می کنند، پیرهن مردونه می پوشن و اهل آهنگ گوش دادن یا گپ و گفت با جنس مخالف - حتی از فامیل - نیستند و مشخصه که از فضای مختلط می ترسند. دخترها هم چادری، بدون آرایش، مظلوم و توی لاک خودشون. 

جالب این که، سایر فامیلشون و مردم جامعه همش فکر می کنند که مشکل تکلّم یا ضعفی دارند و مسخرشون می کنند. اما این بنده های خدا هم دل دارند و نوجوون و جوون هستند و حتما نیاز جنسی و نیاز عاطفی دارند. و حتما موقع ورود به جامعه به تناقض میرسند و دچار مشکل میشن. بنابراین همشون خود به خود منزوی میشن و دوست دارند طلبه یا روحانی بشن!

الان خوب می تونم این بچه ها رو درک کنم که چه طوری به تناقض می رسند. آخه تربیت خانوادگیشون بهشون گفته نمی تونید لذتی از جنس مخالف ببرید و ارتباطی خارج از ازدواج برقرار کنید، اما یهو نگاه می کنند که 99 درصد جامعه دارند دقیقا همین لذت رو می برند. پدر و مادرشون اونها رو انقدر مثبت بار آوردند که نمی تونند بلافاصله ریش هاشون رو از ته بزنن و موهای فشن درست کنند. فرضا تیپ رو درست کردند، مشکل ارتباطی و ترسی که دارند رو چیکار کنند؟

بدبختیشون اینجاست که همه ی دخترها از این تیپ پسرها - که پاک ترین پسرها هستند - متنفرند، حتی خود دخترهای مذهبی. اگر اینها به دلیل همین مسائل، به تضاد اعتقادی برسند و دچار افسردگی و فشار روحی بشن، حالا دیگه از طریق سنتی هم نمی تونند ازدواج کنند، چون دخترهای مذهبی هم کاری به پاکی و خوبی و حجب و حیای اینها ندارند و صرفا براشون مدرک دانشگاهی و پول اهمیت داره. 

نمی دونم چطوری بنویسم که یک نفر امثال ماها رو درک کنه و بفهمه چی کشیدیم، چون حتی گفتنش هم تصور منفی به وجود میاره و من یادم میاد که اوایل هر وقت چهرهَ م رو به دختری توی چت نشون میدادم، به خاطر ریشم مسخرم می کردند. دخترها باعث شدند که اول ریشم رو بزنم! بعد باعث شدند که تیپم رو از ساده، به امروزی تبدیل کنم. بعد باعث شدند که مدل موهام رو تغییر بدم. بعد باعث شدند که کلا عقاید مذهبیم رو تعدیل کنم. اما با تمام این تغییرات، باز هم کسی درکم نکرد و اون کسی که می خواستم رو پیدا نکردم.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است